۲۴ نتیجه برای امیدفر
فاطمه محمدزاده، کبری امیدفر، رامین حشمت، مظاهر رحمانی، باقر لاریجانی،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۲-۱۳۸۶ )
چکیده
میکروآلبومینوری یک علامت زودرس از ضایعات کلیوی دیابت است که بهعنوان یک عامل مستقل پیشبینیکننده حوادث کاردیوواسکولر در این بیماران عمل میکند، روشهای مختلفی هم برای جمعآوری نمونه و هم برای بررسی آزمایشگاهی میزان آلبومینوری وجود دارد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه روشهای جمعآوری ادرار در سنجش آلبومینوری با استفاده از روش کمی ایمونوتوربیدومتری بهعنوان روشی که پس از HPLC از دقت و حساسیت قابل قبول برخوردار است میباشد.
روشها: طی یک مطالعه مقطعی در نمونهای تصادفی از بیماران دیابتی در سال ۱۳۸۵، یک نمونه ادرار ۲۴ ساعته (Timed ۲۴-hours) و سپس در روز بعد یک نمونه ادرار شبانه ۸ ساعته (Overnight timed collection) و یک نمونه ادرار راندوم صبحگاهی (Spot urine sampling) تهیه و به روش ایمونوتوربیدومتریک سطح آلبومین در آنها اندازهگیری شد. ضرایب همبستگی و همخوانی بین ۳ روش مختلف به شیوه کمی و کیفی (طبقهبندی شده) محاسبه گردید.
یافتهها: ۴۷ بیمار دیابتی مورد مطالعه ( ۴۶ نفر دیابت نوع ۲ و ۱ نفر دیابت نوع ۱ ) در محدوده سنی ۸۵ - ۲۰ سال قرار داشتند. بین ۲ روش نمونهگیری ادرار شبانه (۸ ساعته) و نمونه ادرار راندوم صبحگاهی با نمونه ادرار ۲۴ ساعته از نظر تشخیص میکروآلبومینوری همبستگی قابل قبولی وجود داشته و همچنین ضریب همخوانی (کاپا) برای دو روش جمعآوری ادرار ۲۴ ساعته با ادرار شبانه ۸۷۶/۰ و بین دو روش ادرار ۲۴ ساعته با ادرار راندوم صبحگاهی ۹۳۶/۰ و بین دو روش نمونه ادرار شبانه با نمونه ادرار راندوم ۸۰۷/۰ محاسبه شد.
نتیجهگیری: با توجه به وجود همخوانی معنیدار و در حد عالی (Excellent) برای تشخیص میکروآلبومینوری بین این روشهای جمعآوری میتوان یکی از روشهای جمعآوری ادرار شبانه و یا ادرار راندوم (صبحگاهی) را بهجای ادرار ۲۴ ساعته در غربالگری آلبومینوری بیماران دیابتی بهکار برد.
حوریه ثقفی، ژیلا مقبولی، خدیجه میرزایی، کبری امیدفر، فرزانه کریمی، مظاهر رحمانی، افسانه بشارتی، باقر لاریجانی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه : شواهد موجود نشان میدهند که (Retinol binding protein ۴) RBP۴نقش مهمی در تنظیم هموستاز گلوکز و حساسیت به انسولین دارد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین غلظت RBP۴ پلاسما ،دیابت بارداری و سندرم متابولیک پس از بارداری بود.
روشها : این مطالعه مورد شاهدی بر روی ۱۹۲زن باردار (که ۹۲ نفر مبتلا به دیابت بارداری بودند) صورت گرفت. غربالگری با آزمون تحمل ۵۰ گرم گلوکز خوراکی انجام شد. دیابت بارداری با آزمون تحمل ۱۰۰گرم گلوکز بارداری بر طبق معیار SullivanوMahan و در صورت وجود سطح گلوکز پلاسمایی بیش از mg/dl۱۳۰تشخیص داده شد. غلظت پلاسمایی RBP۴ همه زنان باردار شرکت کننده در مطالعه اندازه گیری شد. منحنی ROC برای برآورد سطح آستانه غلظت RBP۴ برای پیشگویی ابتلا به دیابت بارداری رسم گردید.
یافتهها : غلظت RBP۴ در بیماران دیابت بارداری به طور معناداری نسبت به گروه کنترل بالاتر بود. رسم منحنی ROC نشان داد که سطح RBP۴برابر یا بیش از m/ml۴۲ ،ابتلا به دیابت دوران بارداری را با حساسیت ۸/۷۵% و ویژگی ۳/۶۵% پیشگویی می کند (۰۰۱/۰P=). آنالیز رگرسیون مستقل از سن و نمایه توده بدنی نشان داد که دیابت بارداری و غلظت سرمی RBP۴ ، ارتباط معنی داری دارند. بین بروز سندرم متابولیک پس از زایمان و سطح سرمی RBP۴در دوران بارداری ارتباط معناداری یافت نشد.
نتیجه گیری : سنجش RBP۴ همراه با ارزیابی سایر عوامل خطر، می تواند در شناسایی زنان در معرض خطر ابتلا به دیابت بارداری، مفید باشد.
محمدرضا مهاجری تهرانی، مهرنوش محسنی، فاطمه محمدزاده، پرویز حسینی، محمد حسین گذشتی، لاله رضوی نعمت الهی، محمد حسن فروزانفر، کبری امیدفر، مریم اعلا، عباس کتابچی، باقر لاریجانی،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: دیابت به عنوان فرایندی التهابی و مزمن، یکی از علل مهم ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی به شمار می رود و نقش هیپرگلیسمی از طریق برخی از سازوکارهای بیوشیمیایی در ایجاد عوارض میکرو و ماکروواسکولار مشخص شده است. هیپوگلیسمی نیز یکی از عوارض نا خواسته درمانهای دارویی در بیماران دیابتی است و ارتباط آن با اختلالات قلبی عروقی نشان داده شده؛ حال آن که تاثیر آن بر نشانگرهای التهابی تاثیر گذار بر روی بیماریهای قلبی عروقی، شناخته شده نیست. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر هیپوگلیسمی به عنوان یک استرس بر نشانگرهای التهابی موثر بر بیماریهای قلبی عروقی در افراد سالم انجام شده است.
روشها: مطالعه به صورت یک کارآزمایی بالینی با تزریق u/kg ۱۵/۰-۱/۰ انسولین رگولار به صورت داخل وریدی جهت ایجاد هیپوگلیسمی (قند کمتر یا مساوی mg/dl۳۹) در ۱۵ داوطلب سالم انجام شد. کل زمان آزمایش ۲۴۰ دقیقه برای هر فرد بود و سطوح سرمی گلوکز، کورتیزول،ACTH , اپی نفرین، نوراپی نفرین، هورمون رشد و سیتوکین های پیش التهابی (CRP, TNF-a, IL-۸, IL-۶, IL-۱b) در زمانهای پایه و ۲۴۰ ،۱۲۰، ۶۰، ۴۵،۳۰ دقیقه بعد از تزریق انسولین اندازه گیری شد.
یافتهها: سطح سرمی هورمونهای کورتیزول، هورمون رشد ،اپی نفرین ، نوراپی نفرین و ACTH در زمان هیپوگلیسمی افزایش یافته بود (۰۵/۰P<).افزایش سطوح سرمی عوامل پیش التهابی TNF-a, IL-۶,IL-۱b در زمان هیپوگلیسمی کاملا معنی دار بودند (۰۵/۰P<) اما در مورد دو مارکر CRPوIL-۸ ، رابطه معنی داری بین زمان هیپوگلیسمی و میانگین تغییرات دیده نشد.
نتیجه گیری: هیپوگلیسمی به عنوان یک استرس غیر اختصاصی مانند هیپرگلیسمی می تواند با فعال کردن سیستم اتونوم و ترشح کاتکول آمینها، سبب افزایش برخی از نشانگرهای قلبی عروقی و سیتوکین های التهابی موثر در بیماریهای قلبی عروقی می گردد.
کبری امیدفر، بهنوش خورسند سورکوهی، باقر لاریجانی،
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده
Normal
۰
false
false
false
بیوسنسورها (زیست حسگرها) یک گروه از
سیستمهای اندازهگیری میباشند و طراحی آنها بر مبنای شناسایی انتخابی آنالیتها
بر اساس اجزا بیولوژیک وآشکار سازهای فیزیکی و شیمیایی صورت میپذیرد. بیوسنسورها متشکل
از سه جزء عنصر بیولوژیکی (Biological Recognition
Element)، آشکار ساز (Detector)
و مبدل (Transducer) میباشند.
طراحی بیوسنسورها در زمینههای مختلف
علوم بیولوژی و پزشکی در دو دهه گذشته گسترش چشمگیری داشته است. هدف از تنظیم این
مقاله ارائه دیدگاهی بر انواع مختلف بیوسنسورها که به منظور استفادههای درمانی و
زیستی طراحی شدهاند بوده، در این ارتباط تلاش شده طبقهبندی مناسبی از انواع
بیوسنسورها و مثالهای مرتبط با آن ارائه گردد.
ناهید خلیلی، فرید عابدین درکوش، باقر لاریجانی، مرتضی رفیعی تهرانی، سید سجاد صالحی منفر، الهه مرتضویان، کبری امیدفر،
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده
Normal
۰
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer۴
مقدمه: دیابت شیرین به عنوان شایعترین
بیماری متابولیک، یکی از پر هزینهترین بیماریهاست. سیستمهای خوراکی پپتیدها و
پروتئینها، درد و ناراحتی تزریقات مکرر را به همراه ندارند و ترکیبات سیستمهای
خوراکی بسیار ارزانتر از اشکال تزریقی است. در این مطالعه اثر درمانی انسولین خوراکی
با این سیستم حامل جدید در بیماران دیابتی وابسته به انسولین مورد ارزیابی قرار
گرفت.
روشها: در یک
کارآزمایی بالینی، ۱۴ بیمار دیابتی وابسته به انسولین ۴۵-۱۷ ساله براساس کرایتریای
مطالعه انتخاب و در ۵ هفته متوالی هر هفته یک روز تحت درمان با انسولین خوراکی (inside IU۸۰۰، یا IU outside ۱۶۰۰، یاoutside IU۸۰۰) یا دارونما یا انسولین تزریقی IU/kg ۱/۰ قرار گرفته و در
حین مطالعه به فواصل منظم نمونه خون جهت گلوکز، انسولین و
c-peptide گرفته شد.
نتایج: ۱۲ بیمار تا
پایان مطالعه همکاری کردند. انسولین خوراکی با دوز ۱۶۰۰ واحد در کاهش قند خون
مؤثرتر از انسولین تزریقی بود ولی اختلاف معنیداری نداشت. انسولین تزریقی با
اختلاف قابل توجهی بالاترین AUC انسولین را داشت (۰۰۴/۰= P). انسولین خوراکی ۸۰۰ واحد outside بیشترین فراهم
زیستی ( ۱۲/۰%) را داشت.
بحث: داروی
انسولین خوراکی به روش پلیمر SPHC و SPH با وجود اینکه توانسته قند خون را بطور مناسبی
در مقایسه با انسولین تزریقی پایین بیاورد، اما بعلت فراهمزیستی پایین و تنوع
نتیجه در هر بیمار، نمیتواند آرزوی بیماران و محققان در ارائه راه آسانتر
استفاده از انسولین برطرف کند و هنوز راه طولانی بر سر راه این هدف وجود دارد.
حمید رجبی، روحاله نیکویی، رضا قراخانلو، کبری امیدفر، امیرعباس منظمی، فرشته عتابی، آرش حسیننژاد، باقر لاریجانی،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر تمرین استقامتی بر میزان بیان ژنهای MCT۱ وMCT۴ در عضلات اسکلتی رتهای دیابتی نوع ۲ بود.
روشها: تعداد ۴۰ رت نژاد ویستار نر در سن ۴ هفتگی با میانگین وزن ۸/۹ ± ۷/۹۳ گرم انتخاب و به طور تصادفی به ۳ گروه کنترل سالم (۱۰=n)، کنترل دیابتی (۱۵=n) و تمرینی دیابتی (۱۵=n) تقسیم شدند. دیابت از طریق ترکیب تزریق درون صفاقی استرپتو زوتوسین و مصرف غذای پر چرب ایجاد و تمرین استقامتی (شروع با سرعت m/min ۲۰ و تدریجاً رسیدن به سرعت m/min ۳۰ در هفته آخر) به مدت ۷ هفته، بر گروه تمرینی دیابتی اعمال شد. جهت تأیید وقوع به مقاومت انسولین، از شاخص HOMA-IR استفاده گردید. ۲۴ ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی، رتها تشریح و عضله نعلی و باز کننده طویل انگشتان (EDL) جدا شدند. اندازهگیری انسولین پلاسما به روش ELISA، غلظت گلوکز پلاسما با روش آنزیماتیک گلوکز اکسیداز و میزان بیان MCT۱ و MCT۴ با تکنیک Real time - PCR انجام گرفت. میزان بیان MCT۱ و MCT۴ هر ژن با استفاده از روش ۲
-ΔΔCT محاسبه گردید. جهت تعیین معنیدار بودن تفاوت متغیرها بین گروههای تحقیق از آزمونهای آماری t-student،ONE-WAY ANOVA و آزمون تعقیبی Tukey استفاده شد.
یافتهها: یافتههای تحقیق نشان داد مقادیرHOMA-IR index در دو گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم بیشتر بود
(۰۱/۰ P<)، همچنین اختلاف معنیدار بین میزان بیان MCT۴ در عضله EDL بین گروه تمرین کرده دیابتی و کنترل دیابتی یافت شد (۰۱/۰ P<). میزان بیان MCT۴ در عضله نعلی، بیانMCT۱ در هر دو عضله نعلی وEDL در تمرین کرده دیابتی نسبت به گروه کنترل دیابتی افزایش غیر معنیدار داشت.
نتیجهگیری: به طور خلاصه نتایج تحقیق نشان داد که بیان ژنهای MCT۱ و MCT۴ در شرایط دیابت نوع ۲ نسبت به شرایط نرمال کاهش قابل ملاحظهای دارد و تمرین استقامتی میتواند این کاهش بیان را تعدیل و به سطوح نرمال نزدیک کند.
امیرعباس منظمی، حمید رجبی، رضا قراخانلو، محمد جوان، منیژه نوروزیان، کبری امیدفر، روحاله نیکویی،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر تعیین اثر تمرین استقامتی بر میزان محتوی پروتئینی مبادلهگر سدیم هیدروژن (۱NHE ) و کوترانسپورتر سدیم بیکربنات (۱NBC ) در غشای عضلات اسکلتی رتهای دیابتی نوع ۲ بود.
روشها: تعداد ۴۰ رت نژاد ویستار نر در سن ۴ هفتگی با میانگین وزن ۸/۹±۷/۹۳ گرم انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه کنترل سالم (۷ سر رت) کنترل دیابتی (۹ سر رت) و تمرینی دیابتی (۹ سر رت) تقسیم شدند. دیابت از طریق ترکیب تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین و مصرف غذای پرچرب ایجاد و تمرین استقامتی (دویدن روی نوار گردان جوندگان، شروع با min/m۲۰ تدریجاً به min/m۳۰ در هفته آخر) به مدت هفت هفته، بر گروه تمرینی دیابتی اعمال شد. جهت تایید مقاومت انسولین از مقادیر HOMA-IR استفاده گردید. ۲۴ ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی، رتها تشریح و عضله نعلی (SOL) و باز کننده طویل انگشتان (EDL) استخراج شدند. اندازهگیری انسولین پلاسما به روش ELISA، غلظت گلوکز پلاسما با روش آنزیماتیک گلوکز اکسیداز و میزان محتوی پروتئینی ۱NHE و۱NBC با تکنیک وسترن بلاتینگ انجام گرفت و با استفاده تکنیک Scanning Densitometric نرم افزار Image j چگالی باندهای ۱NHE و۱NBC تعیین شد. جهت تعیین معنیدار بودن تفاوت متغیرها بین گروههای تحقیق از آزمون آنوای یک راهه و آزمون تعقیبی توکی TUKEY استفاده شد.
یافتهها: یافتههای تحقیق نشان داد مقادیر IR INDEX-HOMA در دو گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم بیشتر بود (۰۰۱/۰>P)، همچنین اختلاف معنیدار بین میزان محتوی پروتینی ۱NHE عضله EDL بین گروه تمرینی دیابتی و کنترل دیابتی یافت شد (۰۵/۰>P). میزان محتوی پروتئینی ۱NBC عضله EDL و همچنین میزان محتوی پروتئینی ۱NHE و ۱NBC عضله نعلی نیز در هر دو گروه دیابتی کنترل و تمرین افزایش پیدا کرد اما این افزایش غیر معنیدار بود (۰۵/۰>P).
نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد که محتوی پروتئینی ۱NHE و ۱NBC عضلات اسکلتی رتهای دیابتی نوع ۲ در مقایسه با گروه کنترل سالم کاهش داشته است و تمرین استقامتی محتوی این ترانسپورترها را در گروه تمرینی دیابتی افزایش میدهد. بنابر این میتواند سطوح این ترانسپورترها را به شرایط نرمال نزدیک کند.
الهامالسادات آقایی میبدی، ملیحه پاک نژاد، فرشته عتابی، آزاده ابراهیم حبیبی، باقر لاریجانی، کبری امیدفر،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: آلبومین فراوانترین پروتئین سرم انسانی است. اندازهگیری آلبومین در ادرار به منظور ارزیابی عملکرد کلیه در بیماریهای مختلف دارای اهمیت است. روشهای مختلفی شامل روشهای رسوب دهی، رنگ سنجی و روشهای ایمونولوژیک برای اندازهگیری آلبومین در ادرار وجود دارد. از بین این روشها، روش آنزیم ایمونواسی بر پایه کمولومینسانس دقت و حساسیت بالاتری دارد، در این تحقیق این روش به صورت رقابتی طراحی شد.
روشها: به منظور طراحی این روش آزمایشهای مختلفی انجام شد، جهت دستیابی به آنتیبادی علیه آلبومین، سلولهای هیبریدومای موشی کشت شدند، آنتیبادی ترشح شده از این سلولها در محیط کشت، پس از تخلیص و تعیین غلظت، در ساخت کونژوگه استفاده شد. سپس آزمایش تیتراسیون جهت به دست آوردن غلظت مناسب آنتی ژن مرحله پوشش دهی و رقت مناسب کونژوگه انجام گردید، بر اساس نتایج این آزمایش روش رقابتی کمولومینسانس طراحی شد، در نهایت دقت و صحت روش طراحی شده بررسی شد.
یافتهها: در بررسی دقت این روش آزمون درون سنجش و بین سنجش بر روی دو نمونه ادرار انجام شد و CV کمتر از ۱۰% مشاهده شد. برای بررسی صحت، غلظت آلبومین ۴۰ نمونه ادرار با استفاده از این روش اندازهگیری شد، نتایج این روش در تفکیک افراد بیمار از افراد سالم با نتایج کیت تجاری ۱۰۰% مطابقت دارد و همبستگی خوبی (۹۹/۰ = r) بین نتایج به دست آمده از این دو روش وجود دارد.
نتیجهگیری: محدوده قابل سنجش این روش µg/ml ۲۰۰- ۲۵/۰ است. روش رقابتی کمولومینسانس طراحی شده دارای حساسیت و دقت مناسب برای اندازهگیری آلبومین در ادرار میباشد.
زینب شیروانی فارسانی، فاطمه قلیزاده، زهرا میرزاییزاده، فاطمه سادات امجد زنجانی، کبری امیدفر،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: روش ایمونوکروماتوگرافی (ICG) بر اساس اتصال آنتیبادی اختصاصی علیه آلبومین سرم انسانی (HSA) به
ذرات کلوئیدی طلا شکل گرفته و کاربرد آن برای تشخیص اولیه HSA در ادرار مشخص شده است. آنتیبادی مونوکلونال (mAb) اختصاصی علیه HAS، از سلولهای کلون شده هیبریدوما به دست آمد و برای طراحی روش ICG استفاده گردید.
روشها: طلای نانوکلوئیدی با متوسط قطر ۲۰ نانومتر سنتز شد و به وسیله آن mAb به عنوان یک عامل تشخیصی نشاندار گشت. محلول نشاندار حاوی طلای کلوئیدی-آنتیبادی، روی پد کنژوگه بکار برده شد و آنتیژن HSA بر روی کاغذ نیتروسلولزی به عنوان عامل به دام اندازنده ثابت گردید، بدین ترتیب نوارهای تست ICG آماده شد.
یافتهها: مدت زمان لازم برای شناسایی نیمه کمی آلبومین ادرار به مدت ۱۰ دقیقه است. در این روش حساسیت به آلبومین ادرار، حدود µg/mL ۲۰ تعیین شد. کارایی روش تشخیصی طراحی شده به وسیله انجام تست ICG بر روی ۴۰ نمونه ادراری انجام و نتایج آن با نتایج حاصل از ایمونوتوربیدیمتری مقایسه گردید.
نتیجهگیری: به طور خلاصه نتایج تحقیق نشان داد که روش ICG برای تشخیص سریع HSA در ادرار بسیار حساس و دقیق است.
زهرا میرزایی زاده، فاطمه قلیزاده، زینب شیروانی فارسانی، فاطمه سادات امجد زنجانی، کبری امیدفر،
دوره ۱۰، شماره ۵ - ( ۸-۱۳۹۰ )
چکیده
Normal
۰
false
false
false
مقدمه: توسعه و بهبود
ایمونوسنسورها با حساسیت و ویژگی بالا برای تشخیص فرایندهای فیزیولوژیک یا
پاتولوژیک در بدن، فرصت مناسبی را برای تشخیص و درمان زود هنگام بیماریها ایجاد
مینماید.
روشها: در این مطالعه، یک
ایمونوسنسور رقابتی جدید با استفاده از یک آنتیبادی مونوکلونال علیه آلبومین سرم
انسان (HSA)، متصل به نانو ذره
طلا (AuNP) طراحی شد که آلبومین
موجود در ادرار را تشخیص میدهد. در ابتدا، آنتیبادی مونوکلونال به سطح نانوذره
طلا متصل شده و سپس مخلوط آنتی ژن HSA و وینیل الکل روی سطح سنسور نواری با الکترود کار کربنی SPCE (Screen Printed Carbon Electrode) چکانده شد. با
استفاده از موج UV، وینیل الکل
پلیمریزه گردید تا پلی وینیل الکل (PVA) ایجاد گردد.
یافتهها: تصاویر میکروسکوپ
الکترونی از الکترود تغییر یافته یک اتصال مناسب و پایدار بین آنتی ژن HSA و آنتیبادی
مونوکلونال و نانوذره طلا را نشان داد. روش ولتامتری چرخهای، نشان داد که فرایند
مدیفیکاسیون به خوبی انجام شده است. اندازهگیریهای الکتروشیمی شامل ولتامتری
تمایز پالسی (DPV) و ولتامتری
امواج مربعی (SWV)، برای تشخیص کمی
آنتی ژن استفاده گردید. با افزایش غلظت HSA
در نمونههای استاندارد و واقعی، پاسخهای DPV
و SWV
کاهش یافت.
اندازهگیریهای الکتروشیمی با دیگر پروتئینهای مخلوط شده با
نمونهها نیز انجام شد که ویژگی و حساسیت بالایی برای این ایمونوسنسور در تشخیص HSA را نشان دادند.
در شرایط بهینه، ایمونوسنسور میتواند، HSA را در طیف خطی بالایی (از ۵/۲ تا ۲۰۰/mL
µg) اندازهگیری کند و دقت اندازهگیری آن ng/ml۲۵ است.
نتیجهگیری: در این مطالعه، روشی
آسان و جدید، با استفاده از ایمونوسنسورهای رقابتی برای تشخیص آلبومین در نمونههای
ادرار ابداع شد. این راهبرد میتواند بهبود یافته و برای اندازهگیری آنتی ژنهای
دیگر به کار رود.
روحاله نیکویی، حمید رجبی، رضا قراخانلو، فرشته عتابی، کبری امیدفر،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر تمرین استقامتی بر بیان ناقلهای میتوکندریایی و سارکولمایی لاکتات در عضلات اسکلتی و قلبیرتهای دیابتی نوع ۲ بود.
روشها: تعداد ۴۰ رت نژاد ویستار نر در سن ۴ هفتگی با میانگین وزن ۸/۹ ± ۷/۹۳ گرم انتخاب و به طور تصادفی به ۳ گروه کنترل سالم (۱۰n=)، کنترل دیابتی (۱۵n=) و تمرینی دیابتی (۱۵n=) تقسیم شدند. دیابت از طریق ترکیب تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین و مصرف غذای پر چرب ایجاد و تمرین استقامتی به مدت ۷ هفته، بر گروه تمرینی دیابتی اعمال شد. جهت تایید وقوع مقاومت انسولین از مقادیر HOMA-IR استفاده گردید. ۲۴ ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی رتها تشریح و عضله نعلی، باز کننده طویل انگشتان (EDL) و قلبی استخراج شدند. اندازه گیری انسولین پلاسما به روش ELISA و میزان بیان MCT۱ و MCT۴ با تکنیک WesternBlotting انجام گرفت. معنیدار بودن تفاوت بین گروهها با آزمون آماری ONE-WAYANOVA مشخص گردید.
یافتهها: اعمال دیابت بیان MCT۱ و MCT۴ در غشای پلاسمایی را به طور معنیدار کاهش داد و بر بیانMCT۱ میتوکندریایی بدون تاثیر بود. در عضله اسکلتی، تمرین باعث افزایش بیان MCT۱ در هر دو غشای عضلات قلبی و اسکلتی شد جایی که تاثیر تمرین بر بیان MCT۱ در غشای میتوکندری نسبت به غشای پلاسمایی بیشتر بود. علیرغم این تغییرات اختلاف معنیداری در غلظت لاکتات پلاسما بین گروههای تمرین و کنترل دیابتی یافت نشد در حالی که غلظت لاکتات عضله در گروه تمرین دیابتی نسبت به کنترل دیابتی در هر سه بافت کاهش معنیدار داشت.
نتیجهگیری: به طور خلاصه نتایج تحقیق نشان داد که بیان MCT۱ و MCT۴ در شرایط دیابت نوع ۲ نسبت به شرایط طبیعی کاهش قابل ملاحظه دارد و تمرین استقامتی میتواند این کاهش بیان را تعدیل و به سطوح طبیعی نزدیک کند و با کاهش غلظت لاکتات استراحتی در عضلات اسکلتی و قلبی به تعدیل مقاومت انسولین کمک نماید.
زهرا میرزاییزاده، ارغوان گلبازحق، فهیمه خورسند، کبری امیدفر،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۳-۱۳۹۱ )
چکیده
مقدمه: تشخیص دقیق ۳- هیدروکسی بوتیرات در نمونههای بیولوژی برای مدیریت بیماریهای دیابتی مهم میباشد.
روشها: در این مطالعه بیوسنسور آنزیمی ۳- هیدروکسی بوتیرات دهیدروناز مبتنی بر الکترود نواری (Screen Printed) تغییر یافته با نانولولههای کربنی تک دیواره برای تعیین غلظت ۳- هیدروکسی بوتیرات (HB) در سرم، طراحی گردید. آنزیم ۳- هیدروکسی بوتیرات دهیدروژناز به طور فیزیکی بر روی نانولولههای کربنی تک دیواره (SWCNT) در سطح الکترودهای نواری تثبیت شد.
یافتهها: اندازهگیری الکتروشیمیایی ۳- هیدروکسی بوتیرات مبتنی بر سنجش ولتامتری چرخهای (CV) بوده و سیگنال تولید شده توسط یکی از محصولات واکنش آنزیمی به نام بتا نیکوتین آمید دی نوکلئوتید (NADH) اندازهگیری گردید. کاربرد نانولولههای کربنی تک دیواره (SWCNT)، کاهش پتانسیل اکسیداسیون NADH به حدود ۰۵/۰- ولت است. اندازهگیری الکتروشیمیایی نشان داد که این بیوسنسور قادر است طیف خطی ۲-۱/۰ میلیمولار را شناسایی کرده و دقت اندازهگیری آن ۰۰۹/۰ میلیمولار میباشد. اندازهگیریهای الکتروشیمیایی با دیگر ترکیبات مداخلهگر، ویژگی و اختصاصیت این بیوسنسور را تأیید کرد. همچنین در بررسی پایداری درازمدت، این بیوسنسور بازده قابل قبولی تا حدود ۱۰۰ روز را نشان داد.
نتیجهگیری: بیوسنسور طراحی شده دارای پتانسیل پایین اکسیداسیون NADH، حساسیت بالا، پایداری بالا و محدوده خطی مناسب بوده و سهولت طراحی این بیوسنسور، آن را الگوی خوبی برای طراحی سایر بیوسنسورهای مبتنی بر دهیدروژناز قرار میدهد.
فاطمه قلیزاده، زهرا میرزاییزاده، فاطمه سادات امجد زنجانی، ارغوان گلبازحق، کبری امیدفر،
دوره ۱۱، شماره ۵ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
مقدمه: در این مطالعه یک روش جدید ایمونواستریپ رقابتی جهت تشخیص آلبومین سرم انسان (HSA) در نمونه ادرار با استفاده از آنتیبادی منوکلونال کونژوگه با نانوذرات طلا (mAb-AuNPs) و مواد کریستالی سیال بیوکونژوگه (MCM)-۴۱-HSA طراحی گردید.
روشها: جهت تهیه ایمونواستریپ، ابتدا نانو ذرات طلا کلوئیدی با قطر متوسط ۲۰ نانومتر ساخته و بعد از اتصال به آنتیبادی بر روی پد کونژوگه ثابت گشته و به عنوان عامل تشخیص مورد استفاده قرار گرفتند. پس از آن، HSA به نانوذرات مزوپور MCM-۴۱ متصل و به عنوان خط تست بر روی غشای نیتروسلولزی تثبیت شد.
یافتهها: در شرایط بهینه، ایمونواستریپ میتواند HSA را در یک طیف خطی طویل (از ۱ تا ۲۰۰ میکروگرم بر میلی لیتر) و دقت تشخیص (ng/ml) شناسایی نماید. قابل اطمینان بودن روش آزمایش توسط انجام تست ایمونواستریپ با ۳۰ نمونه ادراری آزمون شد و نتایج حاصل با نتایج به دست آمده از طریق ایمونوتوربیدیمتری، مقایسه گردید. ایمونواستریپ طراحی شده بسیار حساس و برای تشخیص سریع HSA در ادرار مناسب بود.
نتیجهگیری: این روش جدید میتواند به عنوان ایمونواستریپ رقابتی مورد استفاده قرار گرفته و برای آنتیژنها طراحی گردد.
ارغوان گلباز حق، زهرا میرزاییزاده، فهیمه خورسند، مائده درزیانی عزیزی، کبری امیدفر،
دوره ۱۱، شماره ۶ - ( ۸-۱۳۹۱ )
چکیده
مقدمه: ۳- هیدروکسی بوتیرات،
یکی از عمده اجسام کتونی بدن میباشد که شاخصی مهم درتشخیص کتواسیدوز دیابتی در
نظر گرفته شده است. بیوسنسورهای طراحی شده برای ردیابی ۳- هیدروکسی بوتیرات بخاطر
دقت، سهولت و عملکرد سریع، توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
روشها: این مطالعه سعی در
توسعه بیوسنسورهای مبتنی بر ۳-
هیدروکسی بوتیرات دهیدروژناز است به طوری
که از نانولولههای کربنی تک دیواره (SWCNT) برای تثبیت کوفاکتور، NAD+، بر سطح الکترود
نواری استفاده شده است. تشکیل کونژوگه SWCNT-NAD+ با الکتروشیمی و
میکروسکوپ الکترونی سنجیده شده و از ولتامتری چرخهای برای آنالیز عملکرد
الکتروشیمی بیوسنسور استفاده گردیده است. با این روش، عمر مفید و قابلیت اطمینان
بیوسنسور پیشنهادی برای آنالیز نمونه واقعی تأیید شد.
یافتهها: کاهش قابل توجه
پتانسیل اکسیداسیون الکتروشیمی NADH به V۱۵- را میتوان از ویژگیهای برجسته این
بیوسنسور مطرح کرد. این بیوسنسور قابلیت تشخیص ۳- هیدروکسی بوتیرات را در یک دامنه خطی از
mM۱/۰-۰۱/۰ با حد
تشخیص پایین mM۰۰۹/۰ دارد. استفاده همزمان از الکترود نواری و SWCNT باعث تمایز این بیوسنسورشده به طوری که چشم اندازهای جدیدی را برای
تشخیص دیگر متابولیتهای مهم بالینی باز میکند.
نتیجهگیری: بیوسنسور پیشنهادی از مزیتهای الکتروشیمیایی نانولولههای
کربنی تک دیواره بهره برده است. پتانسیل پایین اکسیداسیون NADH
، پایداری ذخیرهسازی بیشتر و حد تشخیصی کمتر از طریق استفاده از چنین نانولولههایی
به دست آمده است. با در نظر گرفتن مزیت پیوند کووالانی NAD+ به CNT، اضافه کردن NAD+ به ازای هر واکنش، در هر اندازهگیری
نیاز نمیباشد. به همین خاطر از لحاظ اقتصادی با صرفهتر است.
Normal
۰
false
false
false
امیرعباس منظمی، حمید رجبی، رضا قراخانلو، علی مصطفایی، کبری امیدفر، وحید شهبازی ندر، حمیدرضا محمدی مطلق،
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
Normal ۰ false false false MicrosoftInternetExplorer۴ مقدمه: هدف از مطالعه پیش رو تعیین اثر تمرین استقامتی بر بیان ژنهای مبادلهگر سدیم هیدروژن۱ (NHE۱) و هم انتقال دهنده سدیم بی کربنات ۱ (NBC۱) در عضله قلب رتهای دیابتی نوع ۲ بود.
روشها: تعداد ۴۰ رت نژاد ویستار نر در سن ۴ هفتگی با میانگین وزن ۸/۹±۷/۹۳ گرم انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه کنترل سالم (۷ سر رت) کنترل دیابتی (۹ سر رت) و تمرینی دیابتی (۹ سر رت) تقسیم شدند. دیابت از طریق ترکیب تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین و مصرف غذای پرچرب ایجاد و تمرین استقامتی (دویدن روی نوار گردان جوندگان، شروع با ۲۰ متر بر دقیقه تدریجاً به ۳۰ متر بر دقیقه در هفته آخر) به مدت ۷ هفته، بر گروه تمرینی دیابتی اعمال شد. جهت تایید مقاومت انسولین از مقادیر HOMA-IR استفاده گردید. ۴۸ ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی، رتها تشریح و عضلات قلب آنها استخراج شد. اندازهگیری انسولین پلاسما به روش الایزا، غلظت گلوکز پلاسما با روش آنزیمی گلوکز اکسیداز و میزان بیان ژن mRNA (NHE۱ و NBC۱) از طریق روش Real time- PCR انجام گرفت. میزان بیان ژن mRNA (NHE۱ و NBC۱) با استفاده از روش۲-∆∆CT محاسبه گردید. جهت تعیین معنیدار بودن تفاوت متغیرها بین گروههای تحقیق از آزمون آماری t مستقل و با استفاده از نرمافزار (permutation test) REST استفاده گردید. مقدار &alpha در تمامی مراحل برابر با ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها: یافتههای تحقیق نشان داد مقادیر IR INDEX-HOMA در دو گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم بیشتر بود (۰۰۱/۰>P)، همچنین اختلاف معنیدار بین میزان بیان mRNA (NHE۱) بین گروه کنترل دیابتی و کنترل سالم دیده شد (۰۵/۰>P). میزان بیان mRNA (NHE۱ و NBC۱) گروه تمرینی دیابتی نسبت به گروه کنترل دیابتی افزایش داشت اما این افزایش معنیدار نبود (۰۵/۰>P). همچنین اختلاف معنیدار در بیان mRNA (NBC۱) بین گروه کنترل دیابتی و کنترل سالم یافت نشد (۰۵/۰>P).
نتیجهگیری: در مجموع نتایج تحقیق نشان داد که که بیان ژن mRNA (NHE۱ و NBC۱) در گروه کنترل دیابتی کاهش قابل ملاحظهای دارد و تمرین استقامتی میتواند این کاهش بیان را در گروه تمرینی دیابتی جبران و به سطوح نرمال نزدیک کند.
هانیه شیرازی، آنیتا احمدی، نرگس پورباقر، کبری امیدفر،
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
مقدمه: طراحی روشهای سنجشی با دقت و حساسیت بالا در تشخیص زودهنگام بسیاری از بیماریها کمک زیادی میکند. در این راستا ایمونوسنسورها ارائه گردیدند که با استفاده از روشهای الکتروشیمیایی و براساس سیگنال حاصل از میانکنشهای آنتیژن-آنتیبادی قادر به تشخیص مقادیر بسیار کم یک آنتیژن خاص در نمونه فرد بیمار میباشند. در این مطالعه، یک روش الکتروشیمیایی سریع مبتنی بر ایمونوسنسورها با استفاده از نانوذرات مغناطیسی با ساختار هسته/ پوسته/ پوسته برای سنجش میزان آلبومین (HAS) ادرار طراحی شده است.
روشها: ابتدا نانوذرات اکسید آهن/ کیتوزان/ طلا (Fe۳O۴/Chitosan/Au) سنتز گردید. سپس آنتیبادی منوکلونال علیه آلبومین و نانوذرات مغناطیسی با تجمع نانوذرات طلا بر روی سطح آن جهت تهیه کونژوگه (Ab-MnGs) مورد استفاده قرار گرفت. سنسور مورد استفاده در این تحقیق الکترودهای کربنی صفحهای (Screen Printed Carbon Electrode) SPCEs بوده که براساس نوع سنجش رقابتی طراحی شده، آنتیژن به همراه پلیمر پلیوینیل الکل (PVA) در سطح آنها ثابت میگردد.
یافتهها: خصوصیات نانوذرات سنتز شده توسط تکنیکهای TEM، XRD، VSM و الکتروشیمیایی مورد بررسی قرار گرفت. برای تایید کونژوگه (Ab-MnGs) از روشهای الایزا و الکتروشیمیایی استفاده گردید. نهایتاً با برقراری اتصالات لازم در سطح الکترود کربنی صفحهای و تکمیل مراحل آمادهسازی ایمونوسنسور، سنجشهای الکتروشیمی شامل ولتامتری چرخهای (CV) نشان داد که فرایند تثبیت به خوبی انجام شده است و پالس ولتامتری تفاضلی (DPV) برای آشکارسازی کمی آنتیژن انجام گرفت که با افزایش غلظت HSA در نمونههای استاندارد و بیمار، پاسخهای DPV کاهش یافت.
نتیجهگیری: با طراحی این روش، آلبومین ادرار با حساسیت بسیار بیشتری نسبت به روشهای مرسوم (تا حد نانوگرم) قابل اندازهگیری است. امکان تعمیم نتایج این مطالعه برای طراحی دیگر ایمونوسنسورهای زیستی نیز وجود دارد.
Normal ۰ false false false
ملیحه آوسه، روح الله نیکویی، فرشته عتابی، زهرا میرزاییزاده، کبری امیدفر، باقر لاریجانی،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر ۷ هفته تمرین استقامتی بر میزان بیان ژن RBP۴در عضلات نعلی، باز کننده طویل انگشتان (EDL)، کبد، چربی احشایی و زیر پوستی رتهای دیابتی نوع دو بود.
روشها: تعداد ۴۰ رت نژاد ویستار نر در سن ۵ هفتگی با میانگین وزنی ۹/۸± ۷/۹۳ گرم تهیه و بهطور تصادفی به ۴ گروه کنترل سالم(C)(۱۰ = n )، تمرینی سالم(T)(۱۰ = n )، کنترل دیابتی(DC)(۱۵ = n ) و تمرینی دیابتی(TD)(۱۵=n)تقسیم شدند. دیابت از طریق ترکیب تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین و مصرف غذای پر چرب ایجاد شد. جهت تایید وقوع مقاومت انسولین از مقادیر HOMA-IR استفاده گردید. پس از اعمال ۷ هفته تمرین استقامتی، بیان RBP۴ mRNA در بافتهای فوق اندازهگیری گردید. از روش PCR-Realtime برای سنجش محتوی RBP۴ mRNAاستفاده شد.
یافتهها: بعد از ۷ هفته القاء دیابت نوع دو مقدار RBP۴ mRNAکبد (۳۷/۲ برابر)، چربی احشایی (۳۳/۲ برابر) و چربی زیرپوستی (۸۳/۱ برابر)، نعلی (۲۱/۱ برابر) و EDL(۰۳/۲ برابر) درگروه DCبیشتر از گروه C بود (شکل ۶). با اعمال ۷ هفته تمرین استقامتی، تفاوت معنیداری بین گروه DTو CDفقط در چربی احشایی (۰۵/۰
P) یافت شد (شکل ۶). علیرغم کاهش قابل ملاحظه در بیان RBP۴ mRNA بعد از ۷ هفته تمرین استقامتی، تفاوت معنیداری در محتوی mRNA RBP۴ کبد(۰۱/۰ > P)، چربی زیرپوستی (۰۱/۰> P) و EDL (۰۱/۰ > P) بین گروههای Tو TD وجود داشت.
نتیجهگیری: دیابت نوع دو بهطورقابل توجهی بیان RBP۴ را در عضله اسکلتی به روش وابسته به تار افزایش میدهد. این افزایش در بافتهای کبد، چربی احشایی و زیر پوستی نیز دیده میشود. ضمن اینکه تمرینات استقامتی بیان RBP۴در عضله EDL، چربی احشایی و زیر پوستی را کاهش داد.
لیلا عینی، نگار نقاش، باقر لاریجانی ، جعفر آی، کیوان مجیدزاده، اسماعیل صدرالدینی، کبری امیدفر،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: سلولهای بنیادی مزانشیمی بهعنوان یک منبع مهم سلولهای بنیادی بالغ کاربرد فراوانی در مهندسی بافت و سلول درمانی پیدا کردهاند. این سلولها پتانسیل تبدیل به انواع بافتهای دیگر را داشته و در اغلب بافتهای بدن از جمله اندومتر بهعنوان سلولهای حمایتی وجود دارند. با توجه به جایگاه آناتومیکی سلولهای بنیادی اندومتر که آنان را در مواجه با جنین قرار میدهد تصور میشود این سلولها عامل تولید فاکتورهای مهار ایمنی در طول زمان بارداری جهت تحمل جنین باشند. در تحقیق حاضر پتانسیل خاصیت مهارکنندگی سلولهای مزانشیمی اندومتر مورد بررسی قرار گرفته است.
روشها: جمعیت سلولهای مزانشیمی مغز استخوان و اندومتر کشت داده شده با تراکم حدود ۱۰۵× ۲ سلول در هر میلیلیتر در مجاورت اینترفرون گاما با مقادیر IU/ml ۱۰۰ وIU/ml ۵۰۰ تیمار شدند و پس از گذشت ۷۲ ساعت بیان ایندول آمین ۲ و ۳ دی اکسی ژناز (IDO ) با استفاده از روشهای ایمنوسیتو شیمی و Real Time PCR بررسی شد.
یافتهها: دادههای مطالعه حاضر نشان داد که بیان ایندول آمین ۲و۳ دی اکسیژناز در این سلولها در مواجهه با اینترفرون گاما نسبت به حالت بدون مواجهه بهصورت معنیداری افزایش داشته است و این مـیزان افزایشـی بیان IDO ((p=۰,۰۰۱ در سـلولهای مزانشیمی اندومتر در مقایسه با سلولهای بنیادی مغز استخوان نیز بیشتر بود.
نتیجهگیری: اختلاف افزایشی بیان IDO در سلولهای بنیادی مزانشیمی اندومتر در مقایسه با سلولهای بنیادی مغز استخوان میتواند اشاره به پتانسیل بالای سلولهای بنیادی اندومتر در مهار سیستم ایمنی در هنگام پیوند داشته باشد و این سلولها را بهعنوان کاندیدای مناسبی در سلول درمانی مطرح مینماید.
روح الله نیکویی، ملیحه آوسه، کبری امیدفر،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر دیابت و ۷ هفته تمرین استقامتی بر میزان بیان ۱ RBP۴ در عضلات نعلی، باز کننده طویل انگشتان (۲EDL)، کبد، چربی احشایی و زیر پوستی رت دیابتی نوع دو بود.
روشها: تعداد ۵۰ رت نژاد ویستار نر با میانگین وزنی ۹/۸ ± ۷/۹۳ گرم تهیه و به طور تصادفی به ۴ گروه کنترل سالم (C) (۱۰ = n)، تمرینی سالم (T) (۱۰ = n)، کنترل دیابتی (DC) (۱۵ = n) و تمرینی دیابتی (TD) (۱۵= n) تقسیم شدند. دیابت از طریق ترکیب تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین۳ و مصرف غذای پر چرب ایجاد شد. پس از اعمال ۷ هفته تمرین استقامتی، بیان RBP۴ در بافتهای فوق با western blotting و مقادیر سرمی با روش ELISA اندازهگیری گردید.
یافتهها: القاء دیابت نوع دو بیانRBP۴ کبد (۵۷/۳ برابر، ۰۱/۰< P)، چربی احشایی (۰۲/۲ برابر، ۰۱/۰< P) و چربی زیرپوستی (۸۴/۱ برابر، ۰۱/۰< P) و EDL (۲۹/۲ برابر، ۰۱/۰< P) را درگروه DCنسبت به C افزایش داد. سطوح RBP۴ سرم در گروه ِDC (۹/۲ برابر، ۰۱/۰< P) و در گروه TD (۸۴/۱ برابر، ۰۱/۰< P) نسبت به گروه C افزایش داشت. با اعمال تمرین، کاهش معنیداری در بیان RBP۴ چربی احشایی (۰۵/۰< P) و سطوح سرمی آن (۰۵/۰< P) درگروه DT نسبت به CD اتفاق افتاد.
نتیجهگیری: دیابت نوع دو به طورقابل توجهی بیان RBP۴ را در عضله اسکلتی به روش وابسته به تار، کبد، چربی احشایی، زیر پوستی و در سطح سرم افزایش میدهد. ضمن اینکه تمرینات استقامتی بیان RBP۴ چربی احشایی و سرم را کـاهش مـیدهد.
زهرا میرزایی زاده، هاجر زارع، کبری امیدفر،
دوره ۱۳، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: در این مطالعه با استفاده از، آنتیبادی آلبومین انسانی کونژوگه با نانوذرات طلا بهعنوان نشان الکتروشیمیایی و همچنین نانوکامپوزیت مزوپوری حاوی مواد کریستالی متحرک-۴۱ (MCM-۴۱) و پلیوینیلالکل (PVA) بهعنوان سطح تثبیت کننده ایمونوسنسور جدیدی ساخته شده است.
روشها: برای تعیین خواص فیزیکوشیمیایی و الکتروشیمیایی این غشای هیبریدی در ایمونوسنسور طراحی شده، روشهای میکروسکوپ الکترونی انتشار زمینهای (FESEM) ، ولتامتری چرخهای (CV) و ولتامتری تمایز پالسی (DPV) استفاده شده است.
یافتهها: با استفاده از میکروسکوپ الکترونی انتشار زمینهای (FESEM) اتصال مناسبی بین HSA و MCM-۴۱ و همچنین رسوب لایه متراکمی از غشای MCM-۴۱-HSA-PVA روی سطح الکترود مشاهده شد. DPV برای اندازهگیری کمی آنتیژن استفاده گردید.
نتیجهگیری: در شرایط بهینه این بیوسنسور میتواند HSA را در محدوده خطی بالایی (۰,۵-۲۰۰µg/ml) با حد تشخیصی پایینتر از ۱ng/mlتشخیص دهد. این روش جدید تکرارپذیری، ثبات و پایداری و قابلیت اطمینان مناسبی را نشان داد و همچنین میتواند برای تشخیص آنتیژنهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد.